عاشق شدم که دیگر دلتنگ تو نباشم.
عاشق شدم که دیگر دلتنگ تو نباشم.
که طعم بوسه هایش برود زیر دندانه های شینِ عشق و مزه اش پخش شود در تار و پودِ دفتر شعرم.
که حال نگاهش قند در دلم آب کند و برای وعده های بودنش صبور نباشم.
که انتظار آمدن تو را نکشم و زیر لب به آن همه زجر پنهانی لعنت بفرستم.
که بازدم های صبحگاهی ام بوی عطر نفس هایش را بگیرد.
که بدانم قرار است خاطره بسازیم و کلمه اختراع کنیم برای خواستن های دو طرفه.
بی اضطراب، بی انقلاب.
مثل معشوقه ی پاییز بودن، مثل معشوقه ی بهار بودن.
مثل لحظه ی آفرینشِ آدم و حوا.
مثل اولین بوسه ی یک مادر.
شیما_سبحانی
که طعم بوسه هایش برود زیر دندانه های شینِ عشق و مزه اش پخش شود در تار و پودِ دفتر شعرم.
که حال نگاهش قند در دلم آب کند و برای وعده های بودنش صبور نباشم.
که انتظار آمدن تو را نکشم و زیر لب به آن همه زجر پنهانی لعنت بفرستم.
که بازدم های صبحگاهی ام بوی عطر نفس هایش را بگیرد.
که بدانم قرار است خاطره بسازیم و کلمه اختراع کنیم برای خواستن های دو طرفه.
بی اضطراب، بی انقلاب.
مثل معشوقه ی پاییز بودن، مثل معشوقه ی بهار بودن.
مثل لحظه ی آفرینشِ آدم و حوا.
مثل اولین بوسه ی یک مادر.
شیما_سبحانی
- ۱.۲k
- ۱۸ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط