themafiasnightslave

#the_mafias_night_slave
P4
از خواب پریدم دیدم که آجوما وارد اتاق شد و چندتا لباس خیلی خیلی باز واسم اورد و گفت
آجوما:دخترم بزار بهت بگم که ارباب دخترایی که اینجا میاره باهاشون رابطه برقرار میکنه وحدودا دوماه بعد ولشون میکنه و توهم مثلشون هستی
ات:چییی عمرا اینکارو نمیکنم(داد)
آجوما:ولی ارباب اینجوری میخواد
ات:اربابت گ وه میخوره برو به ارباب aوضیت بگو من اینکارو نمیکنم(داد)
آجوما:خوب حرف بزن
ات:هههههه واقعا خنده داره
آجوما:اینم لباسا بپوششون منم الان میرم شاید ارباب الان بیاد
ات:برو یادت نره به این aوضی هم بگو مث اون hرزه های که میاره نیستم(داد)
آجوما:من میرم
ات:استغفرلله ای خدا چقدر بدبختم(گریه)
رفتم رو تخت نشستم و به شانس بدم فک میکنم که یهو اون aوضی وارد اتاق شد و گفت
هیون:به به اینجا یه پرنسس داریم که قراره امشب به فaک بره(نیشخند)
ات:عمرا اینکارو نمیکنم
اون aوضی داشت نزدیکم میشد که  اومد یه تیزبرد بود این تیزبردو برداشتم و رگ دستمو زدم که یهو سیاهی...
ویو هیونجین
داشتم نزدیک دختره میشم که تیزبردو برد و رگشو زد و خیلی خونریزی کرد منم نمیدونم چرا نگرانش شدم رفتم سمتش و بغلش کردم که داد زدم
هیون:کاییییییی(کای بادیگارد شخصی هیون)
کای:بله ارباب
هیون:برو ماشینو آماده کن تا ات رو به بیمارستان ببریم(داد)
کای:چشم ارباب
و ات رو بغل کردمو و به ماشین بردم و....

نظر درکامنت💜✨
دیدگاه ها (۵)

#سناریو #استری_کیدز #درخواستی «وقتی تو خوابی ولی اون بیداره ...

#سناریو#استری_کیدز #درخواستی «وقتی می‌خوای اذیتش کنی ولی خود...

#the_mafias_night_slave p3بعد یه خدمتکار اومد که این خدمتکار...

#سناریو#استری_کیدز #درخواستی وقتی بچتون وسط اهم اهم وارد اتا...

پارت ۲فصل۱ ات همراه کوک از اون کوچه پر از خاطر بد برای ات رف...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط