بیقرارم بیقرارم... بیقرار هیچکس....

بیقرارم بیقرارم... بیقرار هیچکس....
عاشقم یک عاشقِ دیوانه وارِ هیچکس...

بیت بیت این غزل را اشک میگوید، نه من....
زیر شعرم می نویسم: یادگارِ هیچکس...
دیدگاه ها (۵)

هر که در آغوش من خود را به زاری می زند...گول اشکش را که خورد...

هرگاه کسی را دوست دارید...گاه و بی گاه به او یادآوری کنید!.....

سال نو شد ببخش بدها را...سر بدها همیشه پایین است...آن که خون...

کمتر رُخِ خویش را زِمن پنهان کن...بیمارِ تواَم ، درد مرا درم...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

زنی که در رمان حضور دارد، برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش له...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط