روزي مجنون ازسجاده شخصي عبور مي كرد مرد نماز شكست و گفت :

روزي مجنون ازسجاده شخصي عبور مي كرد مرد نماز شكست و گفت : مردك در حال رازونياز با خدا بودم تو چگونه اين رشته را بريدي؟ مجنون لبخندي زد وگفت :عاشق بنده اي هستم تو را نديدم وتو عاشق خدايی چگونه مرا ديدي؟!
دیدگاه ها (۳۹)

....

♥♥♥♥♥♥

تکرار همه چیز ،در دنیاخسته کننده است ،...اما تو مثل نفسی ،تک...

♥♥♥♥

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

P6هوا ابری بود ولی بادی نمی وزد،هوا بوی نم میداد،جیمین داشت ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 158♡⁠。⁠)⁩برگشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط