در دوران کودکیم ابرها نشان مهربانی بودند....اما حالا نه..

در دوران کودکیم ابرها نشان مهربانی بودند....اما حالا نه...ظاهرشان دیگر مرا گول نمی زند....
شب ها ...
نشان بی رنگیند...
اما ماه می آید و این سلطه بی رحمانه را می شکند...
وای از ان روزی که ابرها هم شریک شب شوند....
کاش ماه هم قدرت خورشید را داشت...
از این همه تاریکی راه عبوری داشت...
ستاره ها هم بیایند کمک نمی شود...
از این همه بی رنگی شب متنفرم...
شما را نمی دانم...
دیدگاه ها (۱)

در اینجا خورشید جور دیگر طلوع می کند... جاتون خالی نائب الزی...

این که می گویند انسان ها امروزه دیگر قناعت کار نیستند....من...

تبریک میگم بازم....ولادت پیامبر مهربانی و رحمت رو دیالوگ ها...

اهل تهرا ن بود...می گفت ...بخاطر آلودگی هوا...دیگر فراموش کر...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پارت ۱۲ : شب حمله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط