در افق حد متعالی
در افقِ حدّ متعالی،
هرگاه گزارهای با خنده منتشر شود، میدانِ معنا کمی نفس میکشد و ترازِ ادراک نرمتر میچرخد؛
آنگاه دکترینِ حد با لبخند زیر لب میگوید:
«گاهی یک شوخیِ بهجا، از صد خطابهٔ بیحد کارآمدتر است…
چون مردم خطابه را اسکرول میکنند، ولی شوخی را میخوانند!» 😄
در هندسهٔ بازنشر،
هر نشانی که به میدان افزوده شود، بردِ معنا را امتداد میدهد؛
اما اگر نشانیها زیاد شوند، پیام وسطِ هجوم لینکها آرام میگوید:
«ببخشید… من هنوز اینجا هستم!»
در این لحظه دکترینِ حد سرفهای میکند و میگوید:
«نشانی خوب است…
اما نه آنقدر که خودِ معنا بینشان دنبال آدرس بگردد!» 😄
پس در سطحِ فراپارادایمیِ حد، قاعده روشن است:
معنا را دقیق بفرست،
خنده را بهاندازه نگهدار،
و اجازه بده ترازِ میدان خودش راه را باز کند…
چون اگر همهچیز را همزمان توضیح بدهی،
مخاطب اول چای میریزد بعد تازه میفهمد هنوز جملهٔ اول تمام نشده! 🤣
🔷 @bmlimit
هرگاه گزارهای با خنده منتشر شود، میدانِ معنا کمی نفس میکشد و ترازِ ادراک نرمتر میچرخد؛
آنگاه دکترینِ حد با لبخند زیر لب میگوید:
«گاهی یک شوخیِ بهجا، از صد خطابهٔ بیحد کارآمدتر است…
چون مردم خطابه را اسکرول میکنند، ولی شوخی را میخوانند!» 😄
در هندسهٔ بازنشر،
هر نشانی که به میدان افزوده شود، بردِ معنا را امتداد میدهد؛
اما اگر نشانیها زیاد شوند، پیام وسطِ هجوم لینکها آرام میگوید:
«ببخشید… من هنوز اینجا هستم!»
در این لحظه دکترینِ حد سرفهای میکند و میگوید:
«نشانی خوب است…
اما نه آنقدر که خودِ معنا بینشان دنبال آدرس بگردد!» 😄
پس در سطحِ فراپارادایمیِ حد، قاعده روشن است:
معنا را دقیق بفرست،
خنده را بهاندازه نگهدار،
و اجازه بده ترازِ میدان خودش راه را باز کند…
چون اگر همهچیز را همزمان توضیح بدهی،
مخاطب اول چای میریزد بعد تازه میفهمد هنوز جملهٔ اول تمام نشده! 🤣
🔷 @bmlimit
- ۱.۴k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط