#پارت دوم
#پارت دوم
قلبی که به تو تعلق داره باکودکو
دکتر:خانم میدوریا پسر شما هیچ کوسه ای نداره تعداد استخون های پای پسرتون کمه پس یعنی پسرتون کوسه ای نداره.
دکو:[چرا.چرا باید هیچ کوسه ای نداشته باشم م.من از خودم متنفرم]
(من: عررررر ایهی ایهی ایهی .گریه.)
+:هعی بچه ها کوسه باکوگو چقدر خفنه
+:اره کوسه ی منم تازه داره خودشو نشون میده. ولی شنیدن که میگن ایزوکو هیچ کوسه ای نداره
+:اره خیلی بی مصرفه. ایزوکو ی بی مصرف، ایزوکو ی بی مصرف.
باکوگو: هه تو هیچ وقت به پای من نمیرسی،ایزوکو
(نویسنده:تو دیگه اینکارو نکن با بچم~)
﴿مکان: توی پارک﴾
دکو: هی ک.کاچان اینقدر او پسرو اذیت نکن.
باکوگو: برو اونور پسره ی بی مصرف
دکو: کاچان دیگه اذیتش نکن اون ذخمی شده و ضعیفه.
باکوگو: پس خودت کتک بخور بی مصرف
باکوگو:[غرور،غریزه و مغزم ازش متنفر بود ولی احساساتم،قلبم و بدنم عاشقش بودن]
(اینم از پارت دوم خوشگلا بای بای)
کپی سناریو ممنوع
قلبی که به تو تعلق داره باکودکو
دکتر:خانم میدوریا پسر شما هیچ کوسه ای نداره تعداد استخون های پای پسرتون کمه پس یعنی پسرتون کوسه ای نداره.
دکو:[چرا.چرا باید هیچ کوسه ای نداشته باشم م.من از خودم متنفرم]
(من: عررررر ایهی ایهی ایهی .گریه.)
+:هعی بچه ها کوسه باکوگو چقدر خفنه
+:اره کوسه ی منم تازه داره خودشو نشون میده. ولی شنیدن که میگن ایزوکو هیچ کوسه ای نداره
+:اره خیلی بی مصرفه. ایزوکو ی بی مصرف، ایزوکو ی بی مصرف.
باکوگو: هه تو هیچ وقت به پای من نمیرسی،ایزوکو
(نویسنده:تو دیگه اینکارو نکن با بچم~)
﴿مکان: توی پارک﴾
دکو: هی ک.کاچان اینقدر او پسرو اذیت نکن.
باکوگو: برو اونور پسره ی بی مصرف
دکو: کاچان دیگه اذیتش نکن اون ذخمی شده و ضعیفه.
باکوگو: پس خودت کتک بخور بی مصرف
باکوگو:[غرور،غریزه و مغزم ازش متنفر بود ولی احساساتم،قلبم و بدنم عاشقش بودن]
(اینم از پارت دوم خوشگلا بای بای)
کپی سناریو ممنوع
- ۱۲۹
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط