بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده…

اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم

باور نمیکنم اینک بی توام

کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی

تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،

تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم…

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم

در حسرت چشمهایت هستم ،

چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده

در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،

هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…
دیدگاه ها (۱)

عشق نه زیبایی میخواهد  . . . نه ماشین و نه هیچ چیز دیگری . ....

سخت است ببازی تمام  احساس پاکت را . . .وهنوزنفهمیده باشی اصل...

چه کار به حرف مردم دارم... زندگی من همین است شب که می شود عا...

دلم در صفر مطلق ذوب میشودوقتی به“کفش هایت” کنار “کفش هایش” ف...

My professor Part:67 گاهی نگاهمون به هم گره میخورد اما چشماش...

پارت ۳۷:مرور خاطرات(تهیونگ)بعد از مهمانی خواستم سولار رو آرو...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط