سناریو وقتی وسط دعوا یهو میبوسنت ورژن چان

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو می‌بوسنت 'ورژن چان'

بحث داغ شده بود. صداها بالا رفته بود، دست‌هات رو محکم روی سینه‌ات زده بودی و چان با اخمای گره‌خورده روبه‌روت وایستاده بود.
چان:
"پس یعنی تقصیر منه، آره؟ همیشه من مقصرم، درسته؟!" صدای عصبی چان اتاق رو پر کرده بود.

تو هم عقب نرفتی، دست به کمر زدی و با همون لحن عصبی جواب دادی:
تو:
"چرا همیشه اینو میگی؟! انگار فقط دنبال اینی که بحث رو ببری سمت اینکه من مقصرم!"

چان نفسش رو با کلافگی بیرون داد، یه قدم نزدیک‌تر شد. صورتش از عصبانیت داغ شده بود، چشماش برق می‌زد. اما بعد… یه ثانیه مکث کرد، نگاهش عوض شد. انگار توی همون لحظه که می‌خواست جواب بده، چیزی توی وجودش تغییر کرد. قبل از اینکه بتونی حتی عکس‌العمل نشون بدی، با شدت لباش رو روی لبات قفل کرد.

همه‌ی دنیا توی اون لحظه متوقف شد. یه لحظه مغزت حتی نتونست هضم کنه چی شد. پلک‌هات از تعجب باز موند، ولی چان هیچ فرصتی برای فکر کردن نداد. یه دستش روی گونت نشست و با یه ملایمت عجیبی محکم‌تر بوسیدت، انگار با همون بوسه می‌خواست بهت بفهمونه که همه‌ی اون عصبانیت‌ها فقط از نگرانی و عشقش به تو بوده.

وقتی عقب کشید، پیشونیش رو به پیشونیت چسبوند و نفس‌زنان گفت:
چان:
"من نمی‌خوام باهات دعوا کنم… لعنتی، من فقط… من فقط عاشقتم."

تو هنوز گیج بودی، قلبت مثل دیوونه‌ها می‌کوبید. ولی یه چیز رو مطمئن بودی، دیگه نمی‌تونستی به اون دعوا ادامه بدی.


#استری_کیدز #بنگ‌چان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
دیدگاه ها (۲۹)

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو میبوسنت 'ورژن لینو'تو؛"واقعاً برا...

سناریو | وقتی یه شوخی میکنی که حسابی نگرانشون میکنه، در حدی ...

سناریو | وقتی یه شوخی میکنی که حسابی نگرانشون میکنه، در حدی ...

Sudden bloom\part8هیجان جمعیت هنوز توی گوش میپیچید. ا.ت داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط