دکتر علی شریعتی : اشخاصی مثل من در یک جریان دیگه ای هستن،

دکتر علی شریعتی : اشخاصی مثل من در یک جریان دیگه ای هستن، وابسته به یک ترقه ی دیگه ای هستن، و از نسل دیگه ای هستن، و از اصل دیگه ای، با فرهنگ دیگه ای، افکارُ

اندیشه های دیگه ای، نهضت ها و جریان های فکری و اجتماعی دیگری و از دنیای دیگری...




یه گوشه*ای از این شهر یه سری آدم هست

آدمایی مثل من

خسته از لحظه هایی مثل قبل


خسته از فردایِ شکل دیروز

خسته از آدما و زندگی خشکُ بیروح


من از یه نسل دیگه ام

صدای گلوله ها تو گوشم، واسم لالایی خوندن

تو شیکم ننَم صدای جیغ و داد، زیاد شنیدم با صدای بمب و موشک


تو بیست و چند سال عمرم، آدمارو کنار هم ندیدم

یا جلوی هم بودن، یا رویِ هم

اونا همش در حالِ جنگ بودن

حتی وقتِ خواب، تویِ شب، رویِ ت*خ*ت


تو بیست و چند سال عمرم، بیست و چند بار مُردم

بیست و چند سال حقمُ خوردن

زندگیمُ برعکس کشیدن

تا منم مثِ اونا اونُ برعکس ببینم


من وقتی مَرد شدم

که پُر درد شدم

ظاهر آدما خوبُ همه تو زرد شدن

تا اینکه خواستم که این اتفاقُ درک کنم

از توی آدمای اجتماعم طرد شدم


این خیلی سخته، این خیلی تلخه

که آدمای دورت نمیفهمن چیه حرفت


این اتفاقا می شن عقده تویِ قلبت

یه مشت اعتقاد چرتُ پرت می ره تو مغزت


تا یکم حرف زدم، گفت بگو معذرت

می خوام. این زندگی یه خوابِ تلخه، نه؟


کسی ازم نمیپرسه که چیه دردِ من؟

دردم اینه که پرده رفت کنار از پنجرم


پس دیدم همه چیو داد زدم با هنجرم

بعدش بین منُ خودم شروع شد جنگِ نرم

این باعث شد که از دستِ مردمم دَر برم


پس نگو برگرد... پس نگو برگرد

(این باعث شد که از دستِ مردمم دَر برم)
دیدگاه ها (۱)

kodm

پارت15:در همون لحظه، صدای قدم های تئودر شنیده شد. در نیمه با...

سلامممم🥹😭💘ببینیددد کی اینجاستتتتت ارحح درستحح منمم هیراشیییی...

☆نام رمان؛ دوست پسرم ☆معرفی شخصیت ها _تهیونگ: تهیونگ یه قاتل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط