و گفت:همه‌ی دریاها از آنِ تو،

و گفت:همه‌ی دریاها از آنِ تو،
یک کوزه آب از آنِ من!
همه‌ کوه‌ها از آن تو،
یک صخره از آن من!
همه جنگل‌ها از آن تو،
یک گلدان از آن من!
راضی نمی‌شوی اگر،
جهان‌و هرچه در اوست از آن تو،
تنها یک ستاره از آن من!
روا مدار که بمیرم و ندانم به کدام آئینم...
دیدگاه ها (۰)

هرچند امیدی به وصال تو ندارمیک لحظه رهایی ز خیال تو ندارمای ...

کردیم به امید وفا صبر ولیکنهرچند که کردیم جفای تو فزون شد

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

#حکایت_قدیمی روزی، مردی به مهمانی «سلیمان دارایی» رفت. سلیما...

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط