Secret love with one of the seven princes

★Secret love with one of the seven princes★

★عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده ★


Part:۱۲

می ره با عصبانیت گفت :
شما کجا بودین که بخواین بگین ما اومدیم
+خب شب من تو اتاق مهمان خوابیده بودم و حدود ساعت ۵ صبح کوک منو بیدار کرد و اماده شد که بریم پیاده روی بعد رفتیم خونه که شاهزاده رو برداریم که با پرنسس پیاده روی کنه ... بعد پیاده روی حدوده ۱ ساعت پیش کوکاومد خونم که دوش بگیره بعدم الان اینجاییم
ا.ت با لبخند به کوک نگاه کرد که کوک به نشانه تایید سر تکوکن داد .
مینیوپ: خب پس بیایین صبحانه بخوریم
همه پسرا با شک به ا.ت و کوک نگاه می کردن
هوپ تو گوش یونگی گفت : می ایی یکم ا.ت رو سوال پیچ کنیم
یونگی : با اینکه کار خوبی نیست باشه
هوپ : خوب ا.ت جان یکم از خودت بگو تو کامل مارو می شناسی اما ماتو رو اصلا بجز اینکه ارمی هستی و الان هم خواهر برادریم
+خب چی بهتون بگم ا.ت هستم ۲۶ سالمه قدم ۱۷۰ و وزنم ۵۵ استایلهای ساده و شیک دوست دارم موی بلند دارم و توی گنگنام کار می کنم ... مربی تکواندو ودفاع شخصی بودم و هستم
×چیز هایی که خیلی دوست داری چی هستن کدوم مکان رو دوست داری ؟
+من دریا موقع غروب افتاب توی روز های بارونی با ماشین توی خیابان تهران رانندگی کنم چون این حس رو بهم میده که با کل ارمی ها در ارتباطم ...
×غذایه مورد علاقت چیه ؟
+دوکبوکی که مامانم درست میکنه و جاجانگمیون و غذا های خیابونی .
×تایپ شخصیتیت چیه ؟
+اممم ENFP
ته: کوک این تایپ تو هم نبود ؟
×خب رسما به خواهر و برادر بودن می‌خوریم
.
.
+خب بچه ها بیاین باید ب ریم کمپانی .
یونگی : ا.ت منو چی صدا می‌کنی ؟
+یونگی .
هوسوک : من چی منو چی صدا میکنی ؟
+اوایل سانشاین .. اما هوپ بیشتر بهت میاد هوسوک
هوسوک : خب الان منو همه چی صدا زدی .
×من چی منم بگو
+کوک من تورو به همه چی صدا کردم اولی جونگ کوک بعد بانی کوک بعدش کوک بعدش ...
×بعدش چی
ا.ت توی گوش کوک گفت : اینو بعدأ بهت می گم
+خب دیگه بسه برین سوار ون شین من پشتتون میام
.
.
[ویوی داخل کمپانی ا.ت ]

خب پسرارو گذاشتم اتاق تمرین الان باید برم پیش پِرسیم ایشش فکر می‌کنن می تونن جای پسرارو بگیرن ... تو فکر رو خیال بودم که ....
پی دی نیم : اوه سلام خانم جانگ از این طرف .

بعد احوال پرسی اون ۵ تا پسر کیفیر رو دیدم "اینا قیافه ندارن که پس بخاطر این بود که به من گفتن "
خب اشناتون می‌کنم (قبل از اینکه پی دی نیم اشنا کنه برین پارت معرفی رو بخونین پسرارو بشناسین )
پی دی نیم : اینم از گروه پرسیم
بعد سلام ...
+من جانگ ا.ت هستم خوشحالم برای مدتی با هاتون کار می کنم
سونجه ستش رو اورد جلو
سونجه : من سونجه هستم خوشبختم ... اممم قیافه شما خیلی اشناست ؟
+خوشبختم ... بله برای منم ..... صبر کن داداش سونجه ....
سونجه : ا.ت تویی
ایش نچسب اومد بغلم کرد اما اون زمان منو خیلی دوست داشت و الان نمی دونم چه حسی به من داره
.
.
با بقیه احوال پرسی کردم و از اون موقع نگاه های سنگین داداش سونجه و یاماتو رو حس می کردم
منم دست به کار شدم یک ارایش لاتین روی صورت همشون پیاده کردم و پی دی نیم اومد احترام گذاشتیم و رفتن برای عکاسی خب کار من اینجا تموم شد رفتم یک جایی بود مثل اشپز خونه اونجا خانم لی رو دیدم که داشت در مورد باز نشستگی صحبت می کرد .
+ام سلام خانم لی
خ.لی : سلام دخترم .... کارا خوب پیش میره ؟
+بله ممنون
؛ خانم لی خسته نباشین
خ.لی : به سلامت
+امم خانم لی دنبال جانشین می گردین
خ.لی : افرین درست حدس زدی ...دنبال یکی می گردم که مثل من یک مدیر برنامه مدیر اجرا گر خوبی باشه
...و تو در نظرم بودی ا.ت
با اون جمله انگار دنیارو به من دادن
+وا... قعا
خ.لی : اره اما هنوز نه باید خوب یاد بگیری چی کار کنی
.
.
.
بعد از صحبت با خانم لی رفتم پیش پسرا
جیمین : به به خوار کوچیکه خوش اومدی
یکی از کارکنان : خب شما الان باید گریم بشین برای عکاسی
جونگ کوک نزدیکم شد و در گوشم گفت :
×بیا خانم ارایشگر ببینم چی کار میکنی
+یااا جونگ کوکا اینجوری نکن همه می فهمن
.
.
تقریبا کار کوک تموم شده بود فقط لبش مونده بود براش رو برداشتم یک تینت نسبتا قرمز رو با براش برداشتم و اروم روی لبای نرم کوک می کشیدم موهام روی صورتم بود کوک همین جوری که به من زل زده بود دستش رو اورد بالا موهامو هدایت کرد. به پشت گوشم
×خیلی خوشگلی
تنها کاری که می تونستم بکنم لبخند بود
: خانم جانگ کار تموم شد منتظریم
+کم مونده الان میایم
.
.
+خب جونگ کوک شی تموم شد.
کسی توی اتاق نبود فقط من و کوک
×ا.ت به من انرژی میدی ؟
+انرژی زا می خواهی الان می ارم .
بعد دستم رو گرفت و سمت خودش کشید یک مک محکم از لبام گرفت و جداشد
×ممنون من رفتم
+جانم؟
.
.
دیدگاه ها (۲)

★Secret love with one of the seven princes★★عشق مخفی با یکی ...

★Secret love with one of the seven princes★★عشق مخفی با یکی ...

لباساشون توی پارت ۱۱

★Secret love with one of the seven princes★★عشق مخفی با یکی ...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

پارت ۴🖤❤️خوناشام جذاب من❤️🖤جونگ کوک: امممم آره ا/ت : شغلت چی...

"سرنوشت "فصل ۲ P,8...ا/ت : حیحی .... شما ها لباس نمیخاین ؟؟....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط