ڪاش می شد لحظه ها را پس گرفت

ڪاش می شد لحظه ها را پس گرفت
عشق های بی صدا را پس گرفت

یا ورق زد ڪودڪی را باز هم
روزهای با صفا را پس گرفت

روے بودن یا نبودن خط ڪشید
لطف بی حدّ خدا را پس گرفت

بار دیگر یک غزل را کوک ڪرد
قصه هاے آشنا را پس گرفت

انتهاے عشق را ول ڪرد و رفت
ابتداے ماجرا را پس گرفت


پرسه زد در ڪوچہ ی دیروزها
باز آن حال و هوا را پس گرفت
دیدگاه ها (۸)

من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

NHRغزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمو دردهای سینه را , در...

NHRبا دل دیوانه ی من یار باشی محشراستمن بیایم خانه ات بیدار ...

مثل یک جنگل پاییزی سرما خورده شده ام بی رمق و غم زده و تا خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط