۳۴

۳۴
اوسکول قبل از زمستون کلی غذا جمع میکنه که زمستون شد ازش استفاده کنه،ولی وقتی زمستون شد یادش میره کجا گذاشته!

بعد شنقل هم قبل از زمستون غذا جمع میکنه میده به اوسکول براش نگه داره!

دونقل و امبل هم حاصل ازدواج این دوتاست!
دیدگاه ها (۱)

📜 خلاصه داستان : آئویی دختری ـه که در سال آخر دبیرستان ـه و ...

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

📗زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست د...

داستان

یه زن به اسم «فاطمه سادات طباطبایی» اهل بم استان کرمان؛ که س...

مانهوا | ill be the matriarch in this life

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط