تکپارتی از سونگمین وقتی که اشتباهی
تکپارتی از سونگمین: (وقتی که اشتباهی...)
کارای لازمو کردی و بعد آمادهشدن رفتی رو تخت دراز کشیدی تا بخوابی، سونگمین داشت پتو رو مرتب میکرد و از اونجایی که تازه مریض شده بودی و الان خوب شده بودی همش حواسش بهت میبود و اجازه نمیداد یکمم ازش دور بشی تا مواظبت باشه، چون معتقد بود قطعا بلد نیستی از خودت درست مراقبت کنی🙄
کامل رو تخت کنارش دراز کشیدی و اونم پتو روُ، روت انداخت و توهم رفتی با لبخند بچگونهت داشتی بخش نگاه میکردی که گفت
سونگمین: خوبی؟حالت که بد نیست؟سرت درد نمیکنه؟میخوای دوش بگیری؟بزار به پیشونیت دست بزنم ببینم داغی یا نه....
ات: د سونگمین بخدا خوبم انقدر نگرانم نباش
سونگمین: هربار بعد مریضیت همینو میگی ولی باز مریض میشی
ات: بابا خب منم انسانم نمیتونم مریض شم؟:/
سونگمین: بهونه نیار، وقتی نمیتونی از خودت مراقبت کنی
ات: با یه لبخند ریز رفتی نزدیکش- وقتی جدی میشی خیلیییی کراش میشیا
بلافاصله روت خیمه زد و دستاتو گرفتو بالای سرت قفل کرد
سونگمین: کراش؟هه...فکر نکنم....نمیخواستم ولی...چطوره الان پسر بدی بشم؟هوم؟؟.....
پایاننننننننن🤷🏻♀️😁👍
دیش دیرین دیرینننننن
(خوبم)
کارای لازمو کردی و بعد آمادهشدن رفتی رو تخت دراز کشیدی تا بخوابی، سونگمین داشت پتو رو مرتب میکرد و از اونجایی که تازه مریض شده بودی و الان خوب شده بودی همش حواسش بهت میبود و اجازه نمیداد یکمم ازش دور بشی تا مواظبت باشه، چون معتقد بود قطعا بلد نیستی از خودت درست مراقبت کنی🙄
کامل رو تخت کنارش دراز کشیدی و اونم پتو روُ، روت انداخت و توهم رفتی با لبخند بچگونهت داشتی بخش نگاه میکردی که گفت
سونگمین: خوبی؟حالت که بد نیست؟سرت درد نمیکنه؟میخوای دوش بگیری؟بزار به پیشونیت دست بزنم ببینم داغی یا نه....
ات: د سونگمین بخدا خوبم انقدر نگرانم نباش
سونگمین: هربار بعد مریضیت همینو میگی ولی باز مریض میشی
ات: بابا خب منم انسانم نمیتونم مریض شم؟:/
سونگمین: بهونه نیار، وقتی نمیتونی از خودت مراقبت کنی
ات: با یه لبخند ریز رفتی نزدیکش- وقتی جدی میشی خیلیییی کراش میشیا
بلافاصله روت خیمه زد و دستاتو گرفتو بالای سرت قفل کرد
سونگمین: کراش؟هه...فکر نکنم....نمیخواستم ولی...چطوره الان پسر بدی بشم؟هوم؟؟.....
پایاننننننننن🤷🏻♀️😁👍
دیش دیرین دیرینننننن
(خوبم)
- ۲.۴k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط