حكايت موش و صاحب خانه

حكايت موش و صاحب خانه

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد؛

همه گفتند :
تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد

ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزيد
از مرغ برايش سوپ درست کردند

گوسفند را برای عيادت کنندگان سر بريدند
گاو را برای مراسم ترحيم کشتند

و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه می کرد
و به مشکلی که به ديگران ربط نداشت فکر می کرد.

کلیله و دمنه
دیدگاه ها (۰)

🐀موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به 🐓 مرغ و 🐑 گوسفند و ...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید؛به مرغ و گوسفند و گاو ...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خ...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خ...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خ...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید.به مرغ و گوسفند و گاو خب...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دیدبه مرغ و گوسفند و گاو خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط