𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌
Part 10

چان شمشیرش را بالا آورد.

سونگمین پشت سرش ایستاد.

چان: اینجا بمون.

سونگمین: نه.

چان نگاهش کرد.

سونگمین: منم میام.

چان لبخند کوتاهی زد.
چان: حدس می‌زدم اینو بگی.

هر دو وارد تونل شدند.
راهرو باریک و تاریک بود.
روی دیوارها علامت‌های قدیمی حک شده بود.

سونگمین دستش را روی یکی از آنها کشید.
سونگمین: این علامت سلطنتی نیست.

چان: پس متعلق به کیه؟
سونگمین: نمی‌دونم.

صدایی از پشت سرشان آمد.
هر دو برگشتند.
هیچ‌کس نبود.

چان: ادامه بده.

چند قدم جلوتر، یک اتاق مخفی پیدا کردند.
وسط اتاق...
یک میز سنگی قرار داشت.
روی آن نقشه‌ای از دو سرزمین کشیده شده بود.

سونگمین آرام نزدیک شد.
سونگمین: این نقشه برای قبل از جنگه.

چان: از کجا می‌فهمی؟

سونگمین: مرزها فرق دارن.

ناگهان صدای درگیری از بالای سرشان شنیده شد.

چان: فلیکس!

هر دو با عجله از تونل بیرون آمدند.

در حیاط، هیونجین کنار فلیکس ایستاده بود.
اما یک نفر از پشت به فلیکس نزدیک می‌شد.

هیونجین او را دید.
هیونجین: فلیکس، پشت سرت!




پارت ۱۰




#فیک
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
#استری_کیدز
#استی

#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#ای_ان
دیدگاه ها (۱)

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 9همه‌ ی افراد قصر به حالت آماده‌...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 8شب شده بود.فلیکس خوابش نمی‌برد....

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 7حیاط قصر در سکوت فرو رفته بود.ه...

خب خب ...بریم برای معرفیه فیک جدیدددد🤗𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط