کاش سوره ای به نام "پدر" بود

کاش سوره ای به نام "پدر" بود
که این گونه آغاز میشد:
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد
و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند
و قسم بر غربتت،
وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست....
دیدگاه ها (۱۲)

...

....

حکایتم شده حکایت جناغهمه سرشکستنم شرط بسته اندانگار.....

ازدست من میری ازدست تو میرم توزنده میمونی منم که میمیرم تورف...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

تنها فکری که بیشتر ات را به سمت خودش می‌کشاند... یون‌وو بود ...

پارت ۱۸اوضاع خوب نبود. دانزو میدانست که از شیسویی کتک خورده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط