بغلم کن به تو احساس عجیبی دارم

بغلم کن به تو احساس عجیبی دارم
به دو لبهای تو وسواس غریبی دارم

بوسه بر دامنه ی سینه ی تو شیرین است
من به آغوش تو ماوای قریبی دارم

بغلم کن بخدا مست و خمارم امشب
چه کنم میل به بالین حبیبی دارم

تو همان میوه ی ممنوعه ی من هستی که
من عاشق هوس چیدن سیبی دارم

زده آتش به دلم شهوت بوسیدن تو
بی تو یک حالت ابهام مهیبی دارم

ای پرستار دل تنگ ، کجایی امشب
که در این بی نفسی میل طبیبی دارم

ای که مانوس حریر تن تب دار توام
وحشت از طلعت عصیان رقیبی دارم

ای تو شیرین من از عشق تو شاعر شده ام
که من از بهر تو احساس ادیبی دارم
دیدگاه ها (۳)

ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﮕﻮ ﺑﺎ ﺩﻝ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻱ ﻣﻦﺗﺎ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻋﻄﺮ ﺗﻮ ﻟﺒﺮﻳﺰ ﺷﻮﺩ ﺧﺎ...

منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوزوسط خاطره ی کوچه ی دل محب...

آن دو چشمان سیاهت را به اشکت تر مکنقلب من خود درد دارد ، تو ...

حضرت یار! اجازه است دچارت بشوم؟دوست دارم همه‌ی دار و ندارت ب...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p2- بشین سر جات. هی هوانگ، بیا اینو برام حل کن....

Love in the dark⑤④یک ماه بعدنور ملایم خورشید از لای پرده‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط