شیـر و رفقـاش نشسته بودن

شیـر و رفقـاش نشسته بودن
و مشروب میخوردن
و خوش میگذروندن .
بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه
و میگه: آُه! اُه! ساعت 11 شده!
باید برم! خانم خونه منتظره!"
گاوه پوزخندی میزنه
و میگه: زن ذلیلو نیگا !
ادعاتم میشه سلطان جنگلی!"
شیر لبخند تلخی میزنه و
میگه: توی خونه یه شیـــر منتظرمه !
نه یـه گاوی مثـل تــو !!!!
سـلامـتـی هـمـه شیــــر صفت ها
دیدگاه ها (۱)

باهم برید حموم ؟پارت1 (سناریو _توکیو ریونجرز_ باجی)

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن . ب...

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن ......

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن . ب...

شیـر و رفقـاش دورهم خوش میگذروندن شیره نگاهی به ساعتش مینداز...

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن...ب...

...شیـر و رفقـاش نشسته بودن و خوش میگذروندن.....بین صحبت شیر...

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و خوش میگذروندن.....بین صحبت شیره ن...

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و خوش میگذروندن.....بین صحبت شیره ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط