I'm not jealous

I'm not jealous
part 6
وارد مدرسه شدیم
نسبت به مدرسه ی قبلیم خیلی بزرگتر بود
هر چی هم باشه بالاخره سعوله
کمتر از اینم ازش انتظار نمیره

^نگفتی تهیونگ اوپا هم‌ هست ؟

آهی کشیدم و گفتم

+اینقدر که تو بهش میگی اوپا من تو عمرم بهش نگفتم

^مینجیاااا

نگاهی کلافه بهش انداختم

+آره هست

اینو که گفتم چشماش برق زد
ذوق زده بهم نگاه کرد
یک‌ جوری خوشحال بود فکر کردم بلیت کنسرتی چیزی برده
هم همه ی‌ بچه ها سالن اجتماعات رو فرا گرفته بود
با ورود چند نفر همه ساکت شدن
کنجکاو سرمو اینور اونور کردم که ببینم کدوم ایدلی اومده که اینا اینجوری شدن
ولی نتونستم چیزی ببینم
یکی از سال بالایی ها که کنارم بود با ذوق به دوستش گفت

§دیدین یک پسر کراش جدید به جمع ای دو اضافه شده؟

+ای دو‌ چه سمیه؟


پوزخندی زد و گفت
§لابد تازه واردی که هنوز ای دو رو نمیشناسی

+اره..خب که چی؟مگه کین؟

با چشمای اکلیلی شروع به حرف زدن کرد

§اونا هات ترین پسرایین که میتونی توی دنیا ببینی اونا واقعا فرشته ان‌ کلمه ای برای توصیفشون ندارم..تا جایی که فهمیدم اسم پسر جدیدی که بهشون اضافه شده تهیونگه

+عه اون

پکر شدم
فکر کردم کیا رو میگن اینقدر ذوق زده ان
عصبی بهم نگاه کرد و گفت

§به شوهر من توهین نکن

خواستم بگم ارزونی خودت ولی باید اون دو نفر هم می‌گفت

+خاااا..اون دو نفر کین؟

دوباره با ذوق گفت

§پارک جیمین و جعون جونگکوک

+عهههه موچی‌ رو‌ میگی ؟

§جانم؟

+هیچی میگم موفق باشی امیدوارم بتونی زندگی خوبی با هر سه تاشون داشته باشی

لبخندی زد

وای چی میشد اگه اندازه ای که به تهیونگ علاقه داشتن یکی هم منو دوست میداشت
به خدا به یکی هم راضی بودم
صبر کن ایوانو چطوری یادم رفت ؟
من رسما دارم بهش خیانت میکنم
باید هر چه سریع تر باهاش ملاقات کنم و رابطه مون رو بهم بزنم


به یکی اشاره کرد و گفت
§وای چرا جیمین لپاش اینحوریه؟..نکنه سگ گازش گرفته؟؟

شاهکار منه سیسی
تازه کجای کاری وقتی رو‌ جیگر مدرسه اتون کیس مارک بزارم چه کار می‌کنی
ضربه ای به پیشونیم زدم
خاک بر سرم من چرا اینجوری شدم
من که بچه ی خوبی بودم
نکنه اثر اون کیدراماییه که دیشب دیدم ؟

با صدای مدیر به خودم اومدم
مدیر:لطفا روی صندلی هاتون بنشینید

حدود سی ردیف صندلی منظم چیده شده بود
کنار هه رین نشستم
سمت چپم خالی‌ بود
خیلی کنجکاو بودم این جعونه چه شکلیه
به من چه؟
نباید اینقدر هیز باشم
تو فکر بودم که هه رین به شونه ام ضربه ای زد و گفت

^اونا هستن ببینشون

با دیدن تهیونگ و موچی و اون پسر خوشگله که اون روز افتاده بودم روش و اتفاقی بوسیده بودمش چشمام گرد شد و جیغ خفیفی زدم

+اون پسره که لباش مزه تمشک میداددد

هه رین با تعجب به سمتم برگشت

^چی؟؟؟لباش؟؟؟؟از کجا می‌دونی ؟؟

بهتر بود در مورد اون روز بهش چیزی نگم
چون مطمعنم مدام مسخره ام میکرد

+من همینطوری حدس زدم

با نگاهی که میخواست مو رو از ماست بکشه بیرون مشکوک نگاهم کرد

+من همون مدل رژ لبی که زده رو دارم هاهاهاها

^از کجا می‌دونی اون همون رژ لب رو زده؟

شونه ای بالا انداختمو گفتم

+ای بابا چقدر سوالات اصول دین می‌پرسی
دیدگاه ها (۸)

I'm not jealous part 7همچنان مشکوک نگاهم کرد سمت چپم که خالی...

فیک نویسه حمایت شههه

حمایت شههه فیکاش محشره

ژنرال ققنوس 🐦‍🔥هه یان بدنیا اومده بود تاژنرال باشه .اون سکوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط