fake kook

fake kook
part*³¹

منو سونگهونم دیگه رفتیم
سونگهون: باورم نمیشه باهم ازدواج کردیم
ا/ت: منم باورم نمیشه
یونا: بریم دیگه اینقدر نگید باورم نمیشه
رفتیم خونه
سونگهون: احساس میکنم زیاد خوشحال نیستی
من موقعی خوشحالم که کنارم جونگکوک باشه نه تو که هیچ حسی بهش ندارم
ا/ت:چی نه خوشحالم خیلی خب من برم بخوابم خیلی خوابم میاد
سونگهون: باشه شب بخیر
ا/ت: 🖐🏻
رفتم تو اتاق پیش یونا خوابیدم

دو هفته بعد
ظهر
سونگهون از سرکار برگشت
ا/ت: بیا غذا بخور
سونگهون: الان میام
یونا: اجی بزار دیگه
ا/ت: باشه الان میزارم
سونگهون: اخر هفته میخوایم بریم عروسی
ا/ت: عروسی کی
سونگهون: جونگکوک
حواسم پرت شد دستم سوخت
ا/ت: ایی
سونگهون: حواستو جمع کن

یادم به خاطرات که با جونگکوک داشتم افتاد
کوک: عشقم چی میپزه
ا/ت: اماده شد بفرمایید
کوک: به به عالی عشقم بیا خودتم بشین بخور
ا/ت: نه من نمیخوام ایی
کوک: چیشد
ا/ت: دستم سوخت
بلند شد
کوک: وایسا بیا اینو بزن روش
ا/ت: نمیتونم
دستمو گرفت یه چیزی زد روش و بعد بوسش کرد
کوک: اگه خوب نشد تا بریم دکتر
ا/ت: دیوونه شدی
کوک: اره نمیتونم ببینم دستت اینجوری شده
ا/ت: بسه دیگه غذاتو بخور😂

#سناریو
#فیک
دیدگاه ها (۲)

fake kook part*³²حالا/ت: حالا با کی ازدواج میکنهسونگهون: نمی...

fake kook part*³³دستمو گرفت بردم تو ماشینا/ت: چیکار میکنی کو...

fake kook part*³⁰اخر هفتهعروسی افتاد برای اخر هفته خیلی استر...

fake kook part*²⁹ده دقیقه بعدیونا: اجی خیلی سردمها/ت: بیا تو...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

سناریو:وقتی ا/ت مریض شده و هیچی نمیخوره نامجون: ا/ت بیا بخور...

Love in the dark②⓪چند هفته بعدا/ت: وایی چانگمی لولی شما اونج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط