در وجودم سی هست

در وجودم ڪسی هست...
به وسعت "تـــو"
ڪه هر شب به تنهایی ام سر میزند...
و هر شب یاد آخرین نگاه "تو"
آوار میشود بر تنهایی ام...
بر بی ڪسی این اتاقم...
و من با خودم فڪر میڪنم...
حریم ڪدامین خیال را شڪسته ام...
ڪه اینگونه حقیقت میشوی در باورم...
باور ڪنی یا نه...
فرقی نمیڪند خیال باشی...
رویا باشی...
یا عڪسی در قاب قلبم
فرقی نمیڪندڪه لبخندت سهم من باشد یا نباشد...
همین را میدانم ڪه "دوستتدارم

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۹)

عاشقانه هام را بخوان وبدان عشق نه عقل میشناسد ونه منطق را ی...

چه خوش خیال استفاصله را میگویمبه خیالش تو را از من دور کرده ...

♥ بے واژه بیا ببوسَمتبیا پیمان ببندیم؛ڪه این “من”هاے تخری...

احساست که می میرددیگر هیچ‌ عاشقانه ایقلبت را نمی لرزاند ... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط