پشتِ پلک هایت را

پشتِ پلک هایت را
بوسیدم
پا به پای پاکی ها
ماندم
اما
قلبِ تو
نمی تپید

از من
دور بودی
و
من
شعری غمگین شدم
که هیچگاه
کسی
آن را ننوشت
و
نخواند.
دیدگاه ها (۱)

خواستم ننویسمتو پرواز را از حافظه ی همیشگی ی قناری قلبمپاک ک...

ﻫﯿﭻ ﺑﯿﺸﻪ‌اﯼ ﺑﯽ‌ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷ...

...... در بستر تنهاییهرتار مویم شعری می شودکه نبودنت را فریا...

کوچه سایه دو دلدادهدرپشت دیوارهای شرم از حرارت بوسه هاآتشی...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷#کاش من هم یکروز مهمان پشت...

وانیل کوچولوی من پارت۲جونگکوک:حالت خوبه خوشگلم؟درد داری؟لارا...

آتشی زیر خاکستر پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط