نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .
دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .
به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد !
کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار میـــــــــــــله ها
با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم مانـــــــــــدن داد
دیدگاه ها (۱)

خــــدایــــــا بــــہ یــــہ ســــرے از بنــدہ هـــات بفــه...

"زندگی زیباست"اما عادلانه نیست.......گاهی حتی "تــــــاجر نم...

من یه عمره آزگار، پی تو می گشتم با یه قلب بی قرار، پ...

من که با صاعقه‌ای می‌شکنم داس چرا؟بر دل از جور شما این همه آ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ³⁴در راه که بودند جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط