گزیدم از میان مرگها اینگونه مردن را

گُزیدم از میانِ مَرگ‌ها اینگونه مُردن را؛
تو را چون جان فِشُردن در بر، آنگَه جان‌سِپُردن را..
خوشا از عشق مُردن در کنارت، ای که طعمِ تو؛
حَلاوت می‌دهد حتی شَرَنگِ تلخِ مُردن را..
چه جای شِکوه از اندوه؟ وقتی دوست‌تر دارم؛
من از هر شادیِ دیگر، غمِ عشقِ تو خوردن را..
تو آن تصویرِ جاویدی، که حتی مرگِ جادویی؛
نَدانَد نقشت از لوحِ ضمیرِ من سِتُردن را..
کنایت بر فرازِ دار زد جان‌بازیِ منصور؛
که اوج این است، این! در عشق‌بازی پافِشُردن را..
سیزیف آموخت از من در طریقِ امتحان، آری؛
به دوشِ خسته سنگِ سرنوشتِ خویش بُردن را‌..
مرا مُردن بیاموز و بدین افسانه پایان دِه؛
که دیگر برنمی‌تابد دلم نوبت‌شمردن را‌..
کجایی ای نسیمِ نابه‌هنگام؟ ای جوان‌مرگی! ؛
که ناخوش دارم از بادِ زمستانی فِسُردن را..

"حسین منزوی"
دیدگاه ها (۱)

Crawling - Linkin Park

رُو سَر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن؛تَرکِ منِ خرابِ شب‌گ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:21با خنده وارد بار شدند و بوی تیز الکل و دود انو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط