ڪاش من و تو

ڪاش من و تو
دو جلد از یک
رمان عاشقانـه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قـفسه های
کتابخانه ای
گاهی تو را گاهی مرا تنها بـه سبب
تشدید دل تنگی های مان بـه امانت می بردند …
دیدگاه ها (۲)

تو...مگو‌ترین راز منی!نِگهت میدارم،سخت!نِگهت می دارم،دشوار!ن...

💜💜قسم بہ غروب پاییزو بہ پچ‌پچ‌هاے عاشقانه‌ے برگ‌هاے در حال ا...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۴: گروه تحقیقمعلم...

برادر عزیزم دلم برایت تنگ شده است..تنگ که می‌گویم، نه مثل تن...

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

عجیب است…گاهی کسی را داری،اما دلت برایش تنگ می‌شود،برای حرف‌...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

گاهی دلم برای همان دوچرخه های ساده دهه شصت تنگ میشود🚲برای دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط