باز شب بود و من و قصه ی تنهایی من

باز شب بود و من و قصه ی تنهایی من

چشم گریان منو این دل شیدایی من

دور بودم ز تو و حسرت دیدار به دل

تو نبودی و شدم پیش دل خویش خجل

خجلم چون که دلم خانه ی ارواح شده

غصه با این دل من مونس و همراه شده

کی رسد فصل وصال تو دلم بی تاب است

دل دریایی من بی تو دگر مرداب است

کوچه بی تو شده تاریک گذر خاموش است

کوله باری ز غم وغصه کنون بر دوش است

 تو بیا تا که رود گل به گلستان سنبل

تا به گوشم برسد صوت و نوای بلبل
دیدگاه ها (۲)

ای فدایت همه ی دولت و داراییِ منعاشقِ روی تو شد این دلِ دریا...

ای فدایت همه ی دولت و داراییِ منعاشقِ روی تو شد این دلِ دریا...

گذشت موسم غم فصل وصل یار رسیدنوای دلکش بلبل به نوبهار رسیدسح...

در طلبت روان شدم غنچه و باغبان شدمرخ بنمای جان جان،بی تو چه ...

در طلبت روان شدم غنچه و باغبان شدمرخ بنمای جان جان،بی تو چه ...

در طلبت روان شدم غنچه و باغبان شدمرخ بنمای جان جان،بی تو چه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط