پارت۹

پارت۹

سون مین:سانی من دارم میرم سر کار کاری نداری؟
سانگرا:اوم نه فقط فقط داشتی میومدی بستنی هم بگیر
سون:خیلی خب با...
(صدای شلیک گلوله)
سانگرا:سون مین برو تو زیرزمین
سون مین:درباره منه پلیس چی فک کردی از پس خوددم بر میام
سانگرا:سون مین تا اون روی منو نیوردی بالا برو خودت میدونی عصبی بشم هیچکسو نمیشناسم خب؟ (خنده.شوخی)
سون مین:برو بابا نمیخواد برا من ادا در بیاری بابا و. وایسا اون هانا نیست؟؟؟
سانگرا:چی کجا عه وا خاک عالم چراااا خودشه باز اومده گند بزنه به زندگیمون
سون مین:آره سوهو خودتو سریع برسون کاری نداری بای
سانگرا:تو متوجهی یه مافیای سادیسمی بهمون حمله کرده بعد زنگ میزی به عشقت که بباد اینجا؟ حالت خوبه؟
سون مین آره از تو بهترم...
سانگرا:آره بیا بریم ببینیم این هانا خانوم دوباره چشه...
هانا:به به خواهر و دوست عزیزش پارسال دوست امسال آشنا
سانگرا:وای خدا حالم ازین صدای واق واق بهم میخوره
هانا:آره بایدم بهم بخوره صدای کسیه که برای آخرین لحظات عمرت قراره بشنوی
سانگرا:چی میگی تو درحدی نیستی بخوای مارو بکشی تو حتی توی مهمونی های ساده هم دعوت نمیشدی حالا میخوای مارو بکشی؟
هانا:خب میدونی خیلیا هستن دوست دارن تورو از این رتبه ای که داری بندازن پایین
سانگرا:مثلا کی؟
هانا:مثلا سوجوووون(بلند) بیا اینجا ببینم
سانگرا:س.سوجون تو اینجا چیکار میکنی تو که م. مرده بودی

نکته استایلا تا آخر پارت ۹ یکیه
دیدگاه ها (۰)

پارت۴۶

P¹³ده هزار تا عکس از سه جونگ دارم😔..ولی خب🗿-ج..جیوو؟-اره خود...

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

+وات آنجل (علامت آنجل با&)&وای نمیدونی دلم واست چقدر تنگ شد...

DESTINY#برگ_۳از اتاق بیرون زدم و دیدم یونا ردی صندلی نشسته و...

صدای مهیب p19

پارت ۵- خب همه چی اوکیه + واو ...چرا اینجا دو خوابه هست ؟- ر...

پدر خوانده فصل دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط