کاش دل مثل کبوتری بودکه هر صبح رهایش می کردم به آسمان و ه

کاش دل مثل کبوتری بودکه هر صبح رهایش می کردم به آسمان و هر غروب دوباره به سینه می نشست .
دیدگاه ها (۲)

. از تمنای نگاهم تا نگاهش....نقطه چینآرزوی بوسه تا میل گناهش...

. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام،...

ﺧــــــﺪﺍﯾــــــــــﺎ ﺍﺯ ﺗــــﻮ ﻣــــﻌـــﺠــﺰﻩ ﻣـــﯽ ﺧـــﻮﺍﻫ...

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقینم ...

ای کاش ما مثل یک کبوتری به دنیا می اومدیم..

دودش به آسمان می رسهولی دردش توی سینه می مونه💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط