عشقی که دوسش نداشتم

عشقی که دوسش نداشتم
پارت اول
داشتم توی خیابون قدم میزدم که یک دفعه یه پسر جذاب و خوش هیکل اومد جلوم
جونگ کوک:سلاممم خوشگلم بل اخره پیدات کردم
ا.ت:چی‌.چ تو کی هستی
جونگ کوک:من خیلی وقته زیر نظر دارمت و در موردت تحقیق کردم و عاشقت شدم
ا.ت:چییییییی امکان نداره
جونگ کوک:حالا که داره
ا.ت ویو:دستمو کشید و برد سوار یه ماشین خیلی خفن کرد
ا.ت:چیکار میکنی بیشوررر
جونگ کوک: کاری که خیلی وقت پیش باید میکردم و الان دارم میکنم
ا.ت:داری منو کجا میبریی
جونگ کوک:عهه دختر چقدر حرف میزنیی
ا.ت ویو:رسیدیم به یه امارت بزرگ خیلی قشنگ و رویایی بود
جونگ کوک:از این به بعد قراره اینجا زندگی کنی
ا.ت:چیییی
جونگ کوک:همین که گفتم منو عصبی نکن رو حرففمم حرف نزن
از این حرفش دیگه ساکت شدم
جونگ کوک:خب خب خب برو تو این اتاق
ا.ت:اینجا اتاق منه؟،
جونگ کوک:اتاق هردمون
ا.ت:یعنی من شبا باید پیش تو بخوابممم
جونگ کوک:اوهوم
ا.ت:هوف باش
جونگ کوک ویو :خیلی دختر نازو کیوتی بود عاشقش شده بودم اونم کم کم عاشقم میشه
دیدگاه ها (۱۰)

اینم از پارت اول فیک جدیدممممممممممم

پارت دومممرفتم دراز کشیدم رو تختی که توی اون اتاقه بود اون پ...

#we_love_btsکپی اجبارییییی

میخوام یه فیک جونگ کوک بزارممم خیلی فیک خوبی قراره بشهه منتظ...

part 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط