n

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ
"قلب تسخیر شده"
𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟓

════‌════‌════‌════‌═
صدای قدم‌هایش در راهرو های عریض اِکو میشد.
خب چه اتفاقی افتاده بود ؟
مِریس مردِ ایستگاه قطار را دیده بود...همان مردی که حال میدانست ،شیطان مشهور ، آزازل است.
چطور دفعه‌ی اول متوجه نشده بود ؟
مِریس صدها کتاب خوانده بود و بارها اسم آزازل را شنیده بود.
آزازل یکی از شیاطین مشهور بود ، دومین شیطانی که از بهشت تبعید شده بود ، او وارد ذهن مردم میشد و در گوش آنها زمزمه میکرد
دختر آنقدر از ویژگی‌های ظاهری‌اش در کتاب‌ها خوانده بود که با کمی توجه بیشتر بتواند او را بشناسد.
چرا در ایستگاه و مسافرخانه توجه کافی را نداشت ؟ شاید زیاد شوکه‌زده بود.
به‌هرحال شیاطین ظاهر های منحصر به فردی دارند.
وارد راهرویی دیگر شد ، اولین در ، در سمت چپ اتاقش بود.
خب...اتاق که نه ، بیشتر شبیه زندانِ انفرادی‌اش بود..
زندان انفرادی‌اش در اَنجل...
در را باز کرد ، وارد اتاق شد ، در را بست و به در تکیه داد.
او در اَنجل بود.
در قلمرو لوسیفر...
لوسیفر...
فرمانروای شیاطین ، شورشی جهنم...فرشته‌ی تبعیدشده.

_«تو توی اَنجلی ، توی بازوان لوسیفر»

وایسا ببینم...یعنی او...لوسیفر را بوسیده بود ؟!
نه ، حتی بدتر...لوسیفر او را بوسیده بود...

دختر روی زمین سُر خورد ، به هوا لگد میزد و دست‌هایش را بر روی صورتش گذاشته بود ، روی زمین وول میخورد و به هرکس که فکر میکرد باید، ناسزا نثار میکرد...
احتمالا مثل یک احمق سرخ‌شده بود.
۱۸ سال از شنیدن هشدارهای پایان‌ناپذیر مادربزرگش درمورد شیاطین و حال اینطور شده بود...شاید باید چشمانش را از کاسه در میاورد.

اصلا اون حرومـ-...نه ، یعنی لوسیفر کجا بود ؟
او که هر پنج دقیقه در اتاقش ظاهر میشد و چرندیاتـ-...حر‌ف‌هایی میزد.
ولی الان غیبش زده بود ؟
اصلا چرا از اول لوسیفر با چهره‌ی آزازل به او نزدیک شد ؟
چرا لوسیفر هرشب به خوابش می‌آمد ؟ آیا بیکار بود ؟
آن مردک کدوم قبرستانی بود ؟
اگر فقط آن مرد را میدید...او را قطعه‌قطعه میکرد و...
خب شاید هم نمی‌کرد.
به‌هرحال مرد ، لوسیفر بود
لوسیفر...

دختر بلند شد و بالشت روی تخت را گرفت و صورتش را در آن فشرد و جیغی زد.

_«لعنت بهت...»
════‌════‌════‌════‌═
سیسی ها نظر فراموش نشه🙂‍↔️❤️
شرط:۱۲۰کامنت
◤𝒇𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘 𝒎𝒆✯ : @Nova_the.star
ناوــا
دیدگاه ها (۲۰۵)

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟔════‌════‌════‌════‌═_...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟕════‌════‌════‌════‌═د...

کپشن...خب سلام سیسی ها نوا هستمونظرتون درمورد چند مورد میخوا...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟒════‌════‌════‌════‌═𝟐...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟗════‌════‌════‌════‌═ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط