آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت¹⁰⁰
یهو نامه از دست آلیسا میوفته و شروع به گریه میکنه
آنا و ات بلند میشن و با چشمای اشکی سمتش میرن و بغلش میکنن،بچه ها تحت تاثیر نامه قرار گرفته بودن ساکت نگاهشون میکردن
ات:آلیسا خیلب نامه قشنگی بود(با گریه)
آنا:فدات بشم دیگه گریه نکن
آلیسا:تو خودت الان داری گریه میکنی(با خنده و گریه)
آنا خنده ای کرد و بلاخره از بغل هم بیرون اومدن
نامجون:خیلی نامه احساسی و قشنگی بود
آلیسا لبخندی زد
آلیسا:ببخشید ناراحتتون کردم
جین:(الکی ادای گربه درمیاره)بیا بغلم آلیسا
آلیسا هم متقابلا ادای گریه درمیاره و میره بغلش،یکی یکی اعضا رو بغل میکنه
جین:خب،آماده خوش گذرونی هستین؟؟
همه:آرههههه
جین به هرکی به بطری سوجو میده،همه بطری هاسونو بالا میارن و نزدیک هم میکنن
*دینگ*
(صدای برخورد بطری)
حدودا بعد از ۱ ساعت تصمیم گرفتن که به خونه برگردند
جین:آلیسا ساعت چند پرواز داری؟
آلیسا: 9 صبح
جونگ کوک:ما میایم فرودگاه
آلیسا:نیازی نیسـ...
ات:باشه بچه ها میبینیمتون
از همه دیگه خدافظی میکنن و سوار ماشین میشن و به سمت خونه میرن
آنا:چمدونتم جمع کردی؟
آلیسا:اوهوم
آنا:باشه،برو بخواب که صبح بتونی بلند شی
آلیسا سری تکون میده و به سمت اتاقش میره
ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوشگلام دیگه شرط نمیزارم
هروقت تونستم براتون پارت میزارم اما حمایت یادتون نره
پارت¹⁰⁰
یهو نامه از دست آلیسا میوفته و شروع به گریه میکنه
آنا و ات بلند میشن و با چشمای اشکی سمتش میرن و بغلش میکنن،بچه ها تحت تاثیر نامه قرار گرفته بودن ساکت نگاهشون میکردن
ات:آلیسا خیلب نامه قشنگی بود(با گریه)
آنا:فدات بشم دیگه گریه نکن
آلیسا:تو خودت الان داری گریه میکنی(با خنده و گریه)
آنا خنده ای کرد و بلاخره از بغل هم بیرون اومدن
نامجون:خیلی نامه احساسی و قشنگی بود
آلیسا لبخندی زد
آلیسا:ببخشید ناراحتتون کردم
جین:(الکی ادای گربه درمیاره)بیا بغلم آلیسا
آلیسا هم متقابلا ادای گریه درمیاره و میره بغلش،یکی یکی اعضا رو بغل میکنه
جین:خب،آماده خوش گذرونی هستین؟؟
همه:آرههههه
جین به هرکی به بطری سوجو میده،همه بطری هاسونو بالا میارن و نزدیک هم میکنن
*دینگ*
(صدای برخورد بطری)
حدودا بعد از ۱ ساعت تصمیم گرفتن که به خونه برگردند
جین:آلیسا ساعت چند پرواز داری؟
آلیسا: 9 صبح
جونگ کوک:ما میایم فرودگاه
آلیسا:نیازی نیسـ...
ات:باشه بچه ها میبینیمتون
از همه دیگه خدافظی میکنن و سوار ماشین میشن و به سمت خونه میرن
آنا:چمدونتم جمع کردی؟
آلیسا:اوهوم
آنا:باشه،برو بخواب که صبح بتونی بلند شی
آلیسا سری تکون میده و به سمت اتاقش میره
ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوشگلام دیگه شرط نمیزارم
هروقت تونستم براتون پارت میزارم اما حمایت یادتون نره
- ۱.۱k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط