،دل تهرانــی ات شاید نمی بیند اراکی را

،دل تهرانــی ات شاید نمی بیند اراکی را
که می ریزد کماکان روی دستش آب پاکی را

،چه گیسو های " خودمختار " درهم برهمی داری
کـــه بر هم می زند نظــــم خیابان های خاکی را

،تو در جریان نبـــودی سال ها جریان مشکوکی
که در طول ِ تنت می گفت عرض ِ سینه چاکی را

،"اولوالعزم " خیابان های عالم می شوی روزی
مده فتوا " پیمبر زاده " ! قتل ِ کرم ِ خاکی را

،مگرگیسوی " هردم بیل ِِ " خود ْرنگت " نمی داند
کـه می پیچد سر طومار مجنون های شاکی را ؟

وبه سمت ِ پایتخت ِ عشوه ها آهوی تهرانی
کماکان می برد با غمزه مجنون ِ اراکی را ....


*پیام سیستانی*
دیدگاه ها (۱۹)

براتون اتفاق افتاده....گاهی فقط بوی یک عطر خاصشنیدن صداششنید...

تا خودم را بر نداشته امنبرده ام جایی دورتا نرفته ام پشتِ دیو...

ﺯﻧﮓ ﻧﻤﯿﺰﻧﯽﻧﻤﯿﺎﯾﯽﻭ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ،ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﻋﺒﻮﺭ ﻣ...

میدانم..روزی میرسد.. ک..با..***صدای تو***ازخواب بیدار میشوم!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط