CHERRY BLOSSOM

CHERRY BLOSSOM
Part 17
اون پسر با همون چشمای خاص، موهای سیاهش و لبای پفکی و قشنگش که تونست سه سال پیش رز رو به خودش جذب کنه حالا اینجا بود و جلوی اون ایستاده بود
رز مات و مبهوت به هیونجین زل زده بود که هیونجین سرش توی گوشی بود و از آسانسور اومد بیرون سرشو گرفت بالا و نگاهشو داد به چشمای اشکی رز
هیون: اوه رز تویی!
رز سریع به خودش اومد و کمی چشماشو باز و بسته کرد که اشکاش ریخت بلافاصله اونارو پاک کرد و وارد آسانسور شد و کلیدشو زد
بعد از اینکه در کامل بسته شد اشکاش راه خودشونو پیدا کردن و جاری شدن
+تق....تقصیر منه نباید اون پ...پسر رو ول میکردم
در آسانسور باز شد و رز با بی حالی اومد بیرون با یادآوری سونگمین و هان اشکاشو پاک کرد و یه تاکسی گرفت و رفت سمت عمارت سونگمین
(پرش زمانی)
ویو سونگمین
داشتم روی یه سری پرونده ها کار میکردم که صدای داد و فریاد بادیگارد ها باعث شد از کارم دست بکشم دستامو گذاشتم لبه ی میز و صندلی رو هل دادم عقب و از روش بلند شدم کمی که از میزم دور شدم در اتاق با شدت باز شد و هان، پسر خاله ی رز اومد داخل و یقه ام رو گرفت و منو چسبوند به میز پشت سرم و اسلحه اشو گذاشت وسط پیشونیم
£میکشمت آشغال عوضی(حرصی و عصبی)
_چه مرگته؟(خونسرد)
بادیگارد ها: قربان (اسلحه هاشونو گرفتن طرف هان)
_برید بیرون
بادیگارد: اما قربان!
_گفتم برید بیرون
بادیگارد ها رفتن بیرون ولی هان هنوز عصبی بود
_بیا حرف بزنیم
£چه حرفی؟ هااا(فریاد) توی عوضی میخواستی به رز تجاوز کنی حرومزاده
_تجاوز؟
£{اسلحه رو بیشتر فشار داد} بهم نگو که رز دروغ گفته
_اون دوست دخترمه و هرکاری که بخوام باهاش میکنم فهمیدی؟
£میکشت آشغال
هان ماشه رو کشید و میخواست شلیک کنه که رز همون موقع در اتاق رو باز کرد
+هان{نگران}
£رز{نگاهشو داد به رز}
وقتی هان نگاهشو داد طرف رز، سونگمین از موقعیت استفاده کرد و دست هان رو پیچوند و اسلحه رو میخواست بگیره که هان مقاوت کرد و بعد از چند ثانیه درگیری بینشون صدای شلیک تمام عمارت رو پر کرد.....

ادامه دارد🍒
شرایط: ۳۰ لایک و ۳۰ کامنت
دیدگاه ها (۳۴)

CHERRY BLOSSOMPart 18رز با عجله رفت سمت سونگمین و سرشو گرفت ...

VAMPIREThe Last Partا/ت رفت سمت کشوی بغل تخت و تیغی که خیلی ...

CHERRY BLOSSOMPart 16هان کلافه به رز که از شیشه ماشین به بیر...

VAMPIREPart 32(سه هفته بعد) ویو ا/تبعد از اون شب دیگه حتی هی...

پارت اول:_من برای انتقام برگشتم _تهیونگ در حالی که توی اتاق ...

پارت ۴۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط