کوتاهش کن

کوتاهش کن

حکیم ژاپنی در صحرایی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود. مردی به او نزدیک شد و گفت مرا به شاگردی بپذیر!

حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن.

مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.

حکیم گفت برو یک سال بعد بیا.

یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت کوتاهش کن.

مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.

حکیم نپذیرفت و گفت برو یک سال بعد بیا!

سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند.

مرد این بار گفت: نمی دانم و خواهش کرد پاسخ را بگوید.

حکیم خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت حالا کوتاه شد.

این حکایت فرهنگ ژاپنی ها را نشان می دهد.

نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت دیگران شکست می خورند. به دیگران کار نداشته باش کار خودت را بکن
دیدگاه ها (۱)

ما انسان های عجیبمیگوییم خدا یکیست،اما چگونه مذهب های گوناگو...

😍 دلنوشته😍 وقتی مردوم 😔 💔 ڂـــــ💀 ـــــاڪوم نڪنی💔 😓 صب...

چه حقیرند....مردمی که....نه جرأت...دوست داشتن دارند...و نه ا...

ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﻬﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩﭘﻨﺎﻩ ﻧﺒﺮﻫﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ،...

#مافیای_من#P1 هان:21 سال/لینو:23 سال/هیونجین:22 سال/آی ان:17...

ای در #دروغ سبقه و آوازه‌ی شما«آن مردِ رفته» نیست در اندازه‌...

‌‌‌‌‌واکنش محمد رسولی شاعر؛ در پی توهین به خادم ملت توسط یکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط