دستم را بگیر....

دستم را بگیر....

همین دست
برایت ترانه عاشقانه نوشته؛
همین دست ...
در حسرت لمس دست های تو سوخته
همین دست
پاک کرده اشک هایی را
که در نبودت به گونه‌ غلطیده....
پینه بسته این دست
از نوشتن مداوم نام تو...

دستم را بگیر
و از خیابان زنده‌گی
بگذران مرا...
دیدگاه ها (۳)

ب باران سپرده ام ،وقت آمدنت …هوای کوچه را داشته باشد ، گوشم ...

احساساتم را برای تو به حراج میگذارم؛فقط برای تو...به هر قیمت...

گفتنی هایی به دل دارم نمیگویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمیگوی...

هنوزم همانمهمان عاشق ژنده پوشمهنوزم کمی این طرف تر غزل میفرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط