یکےاز همیـن روزها

یکےاز همیـن روزها
باید خــدا را صدا بزنم..
یک میزدونفـره و دو صندلے؛
یکے مـن،
یکےخـدا...
حرف نمیزنم،
نگاهـم کافیست..
میدانم برایم اشـک میریزد...
دیدگاه ها (۱)

دراز مےکـشم؛خیـره مےشـوم به سـقف....اشکـهایم مےچکـند....سُـر...

ﭘـﻳـﺷـﺁﻧـے اَﻡ چَــﺳـﺑـﻳـدَטּ ﺑـﮧ ﺳﻳـﻧـﮧ اَﺕ ﺭﺁ ﻣـ ےﺧــﻭﺁهَـ...

یک نفر دلش شکسته بود....توےایستگاه استجابت دعامنتظر نشسته بو...

تنهــایےیعنے:بیــن آدمــایےباشے؛که میگن دوستت دارن !ولے...کـ...

سلام به همه‌ی نسبتام... 🤍میشه چند دقیقه از وقتتون رو بگیرم؟ن...

برام یادگاری بنویس....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط