با سکوتی از در عشقت جوابم کرده ای

با سکوتی از در عشقت جوابم کرده ای
عابر پس کوچه های التهابم کرده ای

کوه یخ بودم زمانی حال هیچم چون تو در
استوای گرم چشمانت مذابم کرده ای

بد به حالم کاینچنین تنها به جرم یک نگاه
در شکنجه گاه چشمانت عذابم کرده ای

من پر از حس کویرو تو عجب فرصت طلب
آن نگاه خیس آبی را سرابم کرده ای

آخرین دیدار گفتی خواهم آمد خوب من
خوب با این وعده های خام خوابم کرده ای
دیدگاه ها (۲)

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

dark life = 38

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط