از جمالزاده تا دولتآبادی
از جمالزاده تا دولتآبادی
رئالیسم ایرانی
خوبه مقداری وقت بگذاریم و کمی مطالعه خارج از متون درسی وکاریمون داشته باشیم .
رئالیسم احتمالا بزرگترین و شاملترین مکتب ادبی جهان است. و از این رو میتوان آن را «غولآساترین و انعطافپذیرترین اصطلاح در نقد ادبی دانست» بر همین مبناست که گاهی سوررئالیستیترین آثار ادبی را هم میتوان در برخی فرازها رئالیستی دانست.
یا بعضی از Science fiction ها هم در گذر زمان بدل به رئالیسم ناب میشوند؛ چندان که داستانهای ژول ورن درباره زیردریایی، سفر به ماه یا اشعه ایکس پس از چندین دهه به واقعیت محض مبدل گردید. میتوان برای این مساله که تمام آثار ادبی (چه سوررئالیستیها چه اکسپرسیونیستیها و چه رمانتیکها) پایی در رئالیسم دارند، توجیه و پاسخ سادهای را بیان کرد و آن جز این نیست که تمام آثار ادبی دست آخر مواد خام نخستین خود را از جهان واقعِ پیرامون اخذ میکنند؛ از اینروست که در ابراز نظری متهورانه میشود گفت یک اثر ادبی یا در مکتب رئالیسم جای میگیرد یا ریشهای -هرچند نهچندان عمیق- در رئالیسم دارد.
شاید به همین دلیل باشد که رئالیسم را از لحاظ گستردگی تعریف و وسعت انواع متنوعی از رمان و داستان که دربرمیگیرد، به هیولایی اسطورهای تشبیه کردهاند که در ازای هر سر قطعشده دو سر دیگر بر تنهاش میروید.
درحقیقت رئالیسم با هر تعریف و توضیح جدید چشماندازهای تازهای را برای خود گشوده است؛ چشماندازهایی چون رئالیسم جادویی، بورژوا، سوسیالیستی، یا حیطههای گستردهتری از آن مثل چیزی که رئالیسم انتقادی میخوانند. با این پیشزمینه مختصر در باب رئالیسم، در بخش اول، این یادداشت بر طبق سنت اروپاییان، از متون داستانی ایرانی برای مثالآوردن از نمونههای گوناگون رئالیسم در ایران، بهره برده تا شمایی کلی از آن به دست بدهد.
در ایران میتوان اذعان کرد که اساسا رمان و داستان با رئالیسم آغاز شد. نخستین مجموعهداستان فارسی را محمدعلی جمالزاده در 1305 خورشیدی به چاپ رساند که شامل چند داستان کوتاه کاملا رئالیستی است. در همین سال نخستین رمان فارسی یعنی «تهران مخوف» از مرتضی مشفق کاظمی نیز به انتشار رسید که رمانی است تماما رئالیستی، انتقادی و اجتماعی در نقد جامعه ایران در عصر رضاشاهی.
مابقی در قسمت بعد.
رئالیسم ایرانی
خوبه مقداری وقت بگذاریم و کمی مطالعه خارج از متون درسی وکاریمون داشته باشیم .
رئالیسم احتمالا بزرگترین و شاملترین مکتب ادبی جهان است. و از این رو میتوان آن را «غولآساترین و انعطافپذیرترین اصطلاح در نقد ادبی دانست» بر همین مبناست که گاهی سوررئالیستیترین آثار ادبی را هم میتوان در برخی فرازها رئالیستی دانست.
یا بعضی از Science fiction ها هم در گذر زمان بدل به رئالیسم ناب میشوند؛ چندان که داستانهای ژول ورن درباره زیردریایی، سفر به ماه یا اشعه ایکس پس از چندین دهه به واقعیت محض مبدل گردید. میتوان برای این مساله که تمام آثار ادبی (چه سوررئالیستیها چه اکسپرسیونیستیها و چه رمانتیکها) پایی در رئالیسم دارند، توجیه و پاسخ سادهای را بیان کرد و آن جز این نیست که تمام آثار ادبی دست آخر مواد خام نخستین خود را از جهان واقعِ پیرامون اخذ میکنند؛ از اینروست که در ابراز نظری متهورانه میشود گفت یک اثر ادبی یا در مکتب رئالیسم جای میگیرد یا ریشهای -هرچند نهچندان عمیق- در رئالیسم دارد.
شاید به همین دلیل باشد که رئالیسم را از لحاظ گستردگی تعریف و وسعت انواع متنوعی از رمان و داستان که دربرمیگیرد، به هیولایی اسطورهای تشبیه کردهاند که در ازای هر سر قطعشده دو سر دیگر بر تنهاش میروید.
درحقیقت رئالیسم با هر تعریف و توضیح جدید چشماندازهای تازهای را برای خود گشوده است؛ چشماندازهایی چون رئالیسم جادویی، بورژوا، سوسیالیستی، یا حیطههای گستردهتری از آن مثل چیزی که رئالیسم انتقادی میخوانند. با این پیشزمینه مختصر در باب رئالیسم، در بخش اول، این یادداشت بر طبق سنت اروپاییان، از متون داستانی ایرانی برای مثالآوردن از نمونههای گوناگون رئالیسم در ایران، بهره برده تا شمایی کلی از آن به دست بدهد.
در ایران میتوان اذعان کرد که اساسا رمان و داستان با رئالیسم آغاز شد. نخستین مجموعهداستان فارسی را محمدعلی جمالزاده در 1305 خورشیدی به چاپ رساند که شامل چند داستان کوتاه کاملا رئالیستی است. در همین سال نخستین رمان فارسی یعنی «تهران مخوف» از مرتضی مشفق کاظمی نیز به انتشار رسید که رمانی است تماما رئالیستی، انتقادی و اجتماعی در نقد جامعه ایران در عصر رضاشاهی.
مابقی در قسمت بعد.
- ۲۳۰
- ۰۱ فروردین ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط