گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز

گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز

بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم…

من می گریستم به اینکه حتی او هم

محبت مرا از سادگی ام می پندارد…
دیدگاه ها (۱)

خودت باش ..کسی هم اگر خوشش نیامدنیامد ..!اینجا کارخانه مجسمه...

دست ب"صورتم "نزن!!می تـرسم بیـفتـد نقـاب خنـدانـی کـه بـر چه...

ﺷﺎﺯﺩﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﭘﺮﺳﯿﺪ:ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪﺑﯿﺎﯼ ﻭ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻧﺸﻪ ...

گاهی عکسی را میسوزانیم....گاهی عکس ما را میسوزاند...گاهی با ...

از چیزای تکراری خیلی وقته خستم

خواهش می‌کنم از اینکه دیروز اندوهگین بودم، از من دلگیر نباش،...

عاشقانه های شبنم حرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط