اختلاف یعنی

اختلاف یعنی

دختری چوب کبریت های نفروخته اش را می خورد

مردی خورشید را می خرد تا سیگارش را روشن کند

اختلاف یعنی

مردی برای اجاره خانه ، کلیه اش را می فروشد

زنی برای زیبایی ، کلیه ی بدنش را عمل می کند!

دنیای عجیبی شده

یکی پول هایش را پارو می کند

یکی اشک هایش را...

آهای فلانی

قهوه ات را که سر کشیدی

برای فالش سر چهار راه بیا

این جا کودک هایی هستند

که تقدیرشان را خیلی وقت است فروخته اند....
دیدگاه ها (۴)

پند اول بوقلمونی،گاوی بدید و بگفت: در آرزوی پروازم اما چگونه...

دنیا را بغل گرفتیم گفتند : أمن است هیچ کاری با ما ندارد ...

دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رس...

مرد ها.... پیامبر شدند و زن ها.... مادر!!! قداست پیامبر...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_3یونا چیزی نگفت. پشت سر عمه اش ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ³شخصی که انگاری نامش...

پارت ۱۰چندین ماه بعد -*دارم توی راهرو های مقر پرت مافیا پرسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط