بوسه آتش بر گونه رز

"بوسه آتش بر گونه رز"
part 11

*فردا صب ساعت 7 صب*
چشم هاشو اروم باز میکنه. نفس عمیقی میکشه که بوی اروم اتیش به مشامش میخوره...بویی که تازگیا شده بود عطر مورد علاقش. به خودش تکونی میده. تو بغل جونگکوک بود. رایحه بیشتری رو وارد مشامش میکنه.
تهیونگ بی خبر از اینکه جونگکوک بیدار شده و بهش خیره شده بینیشو به گrدن، جایی که رایحه اتیش ترشح میشد چسبونده بود و تند تند نفس میکشید.
برای جونگکوک عجیب بود...عجیب بود که دلش نمیخواست تهیونگ رو از بغلش بیرون بکشه و بره...انگار بدneش میخواست همون‌ جوری بمونه.
تهیونگ سرشو برای لحظه ای میاره بالا که با نگاه خیره جونگکوک مواجه میشه..گونه هاش سرخ میشه و نگاهشو میدزده...به خاطر دیشب و اولین بوسه های ریزشون کم رو شده بود:
-صبح..بخیر
با تن صدای ارومی میگه و صورتشو دوباره تو گrدن جونگوک فرو میبره و بینیشو رو اون قسمتی از گrدنش که رایحش ازاد میشد میکشه.
جونگکوک لبخندی میزنه به تهیونگ.
رایحه خوشحالش ترشح میشه و متقابلاً سرشو میکنه تو گrدن تهیونگ و رایحش رو نفس می‌کشه..لحظه ای با خودش فکر میکنه
یعنی این چیزی که بینشون درحال جوونه زدن بود چیه؟ چی داره اونا رو مثل آهنربا به هم میکشونه؟
چند دقیقه ای تو همین حالت بودن که تهیونگ اروم سرشو میاره بالا:
- به خاطر اون بوسه های دیشبم...ازم عصبی ای؟
اما خبر نداشت...از دل جونگکوک و پروانه هاش که به خاطر همون بوسه های ریزش زنده شده بودن خبر نداشت!
با طولانی شدن سکوت جونگکوک دوباره به حرف میاد:
- ببخشید!
- نیازی نیست معذرت خواهی کنی. پاشو بریم صبحونه بخوریم..بعد باید بریم لباس هامون رو بگیریم
تهیونگ فاصله میگیره از جونگکوک:
- مگه ناراحت نشدی؟ خب حداقل بگو که منو بخشیدی راحتم کن
جونگکوک به سمت سرویس بهداشتی تو اتاقش میره:
- نه نشدم
جونگکوک میره داخل سرویس بهداشتی و تهیونگو با لبخند و خنده های ریزش تنها میزاره
بعد از چندی جونگکوک میاد بیرون و با تعجب به تهیونگ که شاد و شنگول شده بود و به سمت سرویس بهداشتی میرفت نگاهی میندازه
شونشو میندازه بالا و میره سمت کمدش و لbaساشو عوض میکنه و موهاشو مرتب میکنه و حالتشون میده
تهیونگ میاد بیرون و به جونگکوک که اماده شده بود نگاه میکنه.
میره سمت هودیش که دیشب عوضش کرده بود. لbaسشو در میاره و هودیشو برمیداره که بپوشه ولی با حرف جونگکوک متوقف میشه.
- نمی‌خواد اون لbaسارو بپوشی بیا اینا رو بپوش بیشتر میاد بهت.
هودیشو که میخواست بپوشتش رو رو taخت میندازه و لbaسایی که جونگکوک سمتش گرفته بود رو میگیره و میپوشه. جلو اینه قدی وایمیسه و به خودش نگاه میکنه. جونگکوک میاد پشت سرش وایمیسه و به تهیونگ خیره میشه...اون لباس سفید تو taن گندمی تهیونگ با اون موهای بلوندش...واقعا زیبا بود!
نگاهشو میدزده و حواسشو پرت میکنه از افکار جدیدش:
- خب...بریم.
تهیونگ از تو اینه به جونگکوک نگاه میکنه و سرشو به تایید تکون میده و هردو از اتاق خارج میشن و از پله ها میرن پایین که نگاهشون به اقای جئون میوفته که منتظرشون بود انگار. میرن سمتش و احترام میزارن.
اقای جئون: خب اومدم چندتا چیز و بگم امشب مراسم ساعت هفت برگزار میشه خیلی خوب حواستون و جمع کنید مخصوصاً تو کیم تهیونگ. حواستو جمع کن آبروی خانواده مارو نبری!
جونگکوک با حرف پدرش اخم کمرنگی میکنه از همون اول فقط ابروی مسخraش براش مهم بود!
اقای جئون:و اینکه برید لbaساتون و انتخاب کنید و برای شب آماده باشی
تهیونگ و جونگکوک‌ سرشونو به تایید تکون میدن.
اقای جئون همراه بادیگاردش از عمارت خارج میشه.
جونگکوک برمیگرده سمت تهیونگ:
- زیاد به حرفاش دقت نکن نمی‌خواد استرس داشته باشی اون همیشه همینو میگه. بیا بریم صبحونه امادست.
تهیونگ سرشو به تایید تکون میده و میرن سمت میز غذا خوری و رو صندلیاشون میشینن. تهیونگ معمولا خیلی وقت ها صبحونه نمیخورد برای همین بی میل بود ولی برای اینکه ضعف نکنه یکم میخوره و با بقیش بازی میکنه و یواشکی به جونگکوک نگاه های ریزی میندازه.
جونگکوک به تهیونگ که نمیخورد نگاه میکنه و تهیونگ همون لحظه نگاهشو سریع میگیره و به غذاش میده
- چرا داری با غذات بازی می‌کنی شروع کن به خوردن..اگه خوشت نمیاد میخوای یچیز دیگه بگو بیارن
- میل ندارم زیاد
- چرا میل نداری چیزی که نخوردی..یکم دیگه بخور دیگه نخور..هوم؟
- معمولا صبحونه نمیخورم برای همین عادت کردم و صبح ها چیزی میلم نمیکشه
- باشه
خدمتکارا میان جمع میکنن میز رو.
- خب پاشو بریم
بلند میشن و از عمارت خارج میشن و میرن سوار ماشین بنز مشکی جونگکوک میشن.
جونگکوک ماشینو روشن میکنه و راه میوفتن.
تهیونگ از پنجره به بیرون خیره شده یود و هر از گاهی هم یواشکی به جونگکوک نگاه میکرد.

حمایت کنید لطفا :)💜
دیدگاه ها (۰)

کوکوی پسند هستید یا ویکوک؟من که خودم ورسم

"بوسه آتش بر گونه رز"part 10تو چشم های هم خیره شده بودن. تهی...

"بوسه آتش بر گونه رز "part ۳-میبینم شما دوتا صمیمی شدین!تهیو...

"بوسه آتش بر گونه رز "part ۳-میبینم شما دوتا صمیمی شدین!تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط