این دنیا یک بازیگر خانه غریبی است. مثل خیمه شب بازی یا با

این دنیا یک بازیگر خانه غریبی است. مثل خیمه شب بازی یا بازی شطرنج، همۀ کائنات روی صفحه گمان میکنند که آزادند. ولی یک دست نامرئی که گوئی متعلق به یک بچه است مدتی با ما تفریح میکند. ما را جابجا میکند، بعد دلش را میزند، دوباره این عروسکها یا مُهره ها را در صندوق فراموشی و نیستی می اندازد:

ما لعبتگانیم و فلک لعبت باز
از روی حقیقتی نه از روی مجاز

یکچند درین بساط بازی کردیم
رفتیم بصندوق عدم یک یک باز

ترانه های خیام
#صادق_هدایت
دیدگاه ها (۲)

دوست داشتن تو راهپیمــایی در شب حکومت نظامیستو من امشب یک تن...

‍ نترسیدازاینکه دختربچه هایتان زمین بخورند،اجازه دهید گریه ک...

‍ اجازه بده داستان خودش پیش برود. تو فقط قادری که یک تصویر ا...

کاش روزی در جمع خانوادگی تانکنار پدرت مادرتبرادراتخواهراتو خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط