من نگاهتو می خواستم که قشنگ ترین غزل بود

من نگاهتو می خواستم که قشنگ ترین غزل بود

صحبت از فاجعه ی عشق با من از روز ازل بود

من یه عاشق غریبم با دلی خون و شکسته

اشک من اشک غروبه رو تن پیچک خسته *** آخ که چشمات چه قشنگ بود با غزل های نگاهت

آب می شد دلی که سنگ بود

آخ که چشمات چه قشنگ بود !

چه قشنگ بود حرف چشمات با نگاه عاشق من

کاش می موند همیشه باقی لحظه های با تو بودن *** دیگه بی تو همیشه فکر رفتن رو دارم

اگه امروز بمونم ، واسه فردا چی دارم ؟

پس چرا باید بمونم ، من که تو سینه ی آهم ؟

پس چرا باید بمونم ، من که تو رنگا سیاهم ؟

حالا من خسته از این راه ، می کَنم قلبمو از جا

شاید این قصه ی کوتاه ، سهم من بوده تو دنیا !
دیدگاه ها (۸)

تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاشغریبه از من و ما . عشق من ع...

......دست و پا گم میکنم وقتی نگاهم میکنی...مثل اسبی وحشی ام ...

خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدیتو هم زهر جدایی را به تلخی ...

بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفتهبزن تار و بزن تاربزن تا...

«تو فقط یه آدم توی زندگیم نیستی…تو همون حسی هستی که وقتی میا...

وقتی اعضا تا دیر وقت تو بار مست میکنن ا/ت چند بار زنگ زده ول...

عاشقانه بوقت دلتنگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط