p
p20
مافیای آمریکایی من
ویو تهیونگ:
کوک:هانا این چیه؟اسم داره کیم تهیونگ دوست قدیمی منه
تهیونگ:خوشبختم
هانا:منم همینطور. ددی تو بهم قول داده بودی امشب تو مال من بودی(با ناراحتی)
کوک :باشه پولتو میدم بورو فردا بیا
هانا:عهههه ددیییییی
کوک:خفه منو ددی صدا نزن بورو بیرون
هانا:چشم
تهیونگ:دوست دخترت بود؟
میدونستم نیست هم ارز طرز لباس پوشینش جلو من و طرز صحبت کوک باهاش
کوک:نه ..... اون مهم نیست دیگه چه خبر؟
تهیونگ:هیچی خواستم بیام ببینم حالت چطوره؟ چیکار میکنیو اینا
کوک:بد نیستم......
کلی صحبت کردیمو آخر هم با همراهی خدمت کارای کوک از بار بیرو نرفتم باید میفهمیدم قضیه اون صدا ها از دیوارای و اون کارتونی چیبود رفتم تو پارکینگ اصلا حس خوبی نداشتم دو تا در رو به روی هم به رنگ دیوار بود یکی رو باز کردم با یه اتاق سرد و تاریک بر خوردم که یه تخت بزرگ با یه ملافه ی سفید بود
:...... آهای یکی کمکم کنه (صدای دختری گرفته)
سمت تخت رفتم یک دختر کوچیک که لیتر بود رو پیدا کردم خونی بود
مافیای آمریکایی من
ویو تهیونگ:
کوک:هانا این چیه؟اسم داره کیم تهیونگ دوست قدیمی منه
تهیونگ:خوشبختم
هانا:منم همینطور. ددی تو بهم قول داده بودی امشب تو مال من بودی(با ناراحتی)
کوک :باشه پولتو میدم بورو فردا بیا
هانا:عهههه ددیییییی
کوک:خفه منو ددی صدا نزن بورو بیرون
هانا:چشم
تهیونگ:دوست دخترت بود؟
میدونستم نیست هم ارز طرز لباس پوشینش جلو من و طرز صحبت کوک باهاش
کوک:نه ..... اون مهم نیست دیگه چه خبر؟
تهیونگ:هیچی خواستم بیام ببینم حالت چطوره؟ چیکار میکنیو اینا
کوک:بد نیستم......
کلی صحبت کردیمو آخر هم با همراهی خدمت کارای کوک از بار بیرو نرفتم باید میفهمیدم قضیه اون صدا ها از دیوارای و اون کارتونی چیبود رفتم تو پارکینگ اصلا حس خوبی نداشتم دو تا در رو به روی هم به رنگ دیوار بود یکی رو باز کردم با یه اتاق سرد و تاریک بر خوردم که یه تخت بزرگ با یه ملافه ی سفید بود
:...... آهای یکی کمکم کنه (صدای دختری گرفته)
سمت تخت رفتم یک دختر کوچیک که لیتر بود رو پیدا کردم خونی بود
- ۲۸۴
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط