نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارى ام

نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارى ام
نه لایقم به دشمنى نه آن که دوست دارى ام
تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن
من آن دو پلک خسته که به هم نمى گذارى ام
تو خسته اى و خسته تر منم که هرز مى روم
تو از همه فرارى و من از خودم فرارى ام
زمانه در پى تو بود و لو ندادمت ولى
مرا به بند مى کشد به جرم راز دارى ام
شناختند عامیان من و تو را به این نشان
تو را به صبر کردنت مرا به بى قرارى ام
چقدر غصه مى خورم که هستى و ندارمت
مدام طعنه میزند به بودنم،ندارى ام
دیدگاه ها (۴۱)

تلفظ میکنم نام تو را یعنی منم از توخدای کوچک قلبم تمنا کردنم...

تو را دیده بودم که گل می خریچرا ناز ما را گران می خری؟شب و م...

کجا بودی که بر جانم نشستی؟عقابی  گشتی  و بالم شکستیکجا بودی ...

الهی   تا  به  کی   دیوانه داری؟به تا کی چشم و درسوی سواریچر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط