خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم

خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم
صد جام شراب خورده خمار بمیرم

از جام لبت نوش کنم جرعه نابی
درمستی این بوسه دو صد بار بمیرم

در خانه خود گر ندهی بازجوابم
یک بار ترا بینم و صد بار بمیرم

چشمان من و خانه ی دل جمله فدایت
ازمستی عشقت دو سه صد بار بمیرم

درمکتب عشق تو بیاموزم من ساده دلی را
بنما رخ و بگذار که با خاطر بیدار بمیرم
دیدگاه ها (۲)

به که گویم که تو منزلگه چشمان منیبه که گویم تو نوازشگر دستان...

ساعت از صفر گذشته عزیزم خوابی؟یا که مثل من آشفته توام بی تاب...

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنمدین و دنیای منی قصد سجودت...

التماس دعا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط