در آن شب قدری که

در آن شب قدری که
قدرش را نمی دید..
دست شقاوت؛
تیغه ای از کینه ها داشت...
در سجده افتاد آفتاب و ذکر می گفت.
در زیر لب؛
«فزت و رب الکعبه» را داشت..
شهادت مولای متقیان تسلیت باد
دیدگاه ها (۱۷)

ایــن چنــد شـب احیـا و هیئت و عــزاداری بـرای «مـرتضـی علـی...

🌸 استشمام 🌸 عطر خوش بوی 🌸 عیـــــد ...

با پا برهنگان دوستی کن چون کفشی ندارند که در آن...

رمضانماه رازو نیازماه دعا ونیایشماه رکوع و سجودماه کرَم و کر...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 34/___بالکن نیمه‌باز، پ...

تصمیم گرفتم اول اینو تموم کنم بعد برم 😃🫪𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط