سیگـــــارۍ گوشه لبـــــم بود ...دنبال ڪبریت بودم ...➣

سیگـــــارۍ گوشه لبـــــم بود ...دنبال ڪبریت بودم ...➣
⇦گــــــــــفتم آقـــــا
آتــــــــــیش دارید... ؟
گــــــــــفت تو جـــــیبم نـــــه ...
⇦امـــــا تو دلم هست به ڪارت میـــــاد ؟...
دیدگاه ها (۱)

گفتم:یا صاحب الزمان بیا...گفت: مگر منتظریگفتم:بله آقا منتظرم...

معلم اومد بهم گفت : چرا توی ارزشیابی دبیران بهم نه و نیم داد...

Part ⁴⁵The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:خب...

حق سر من زیاد اومده . تو کربلا هیئت حسین ستوده دمپایی

پارت سوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🎭برگشتم که اعلامی...

سحر متنی که نوشته بودم خونده بود. دیروز گفت: قلمت خوبه ها......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط